رفتن به محتوای اصلی
گفتگوهای اموترال، قسمت ۰۳

طرحواره‌درمانی و مهاجرت: چرا الگوهای کودکی دوباره فعال می‌شوند؟ گفتگو با دکتر مژگان شریعت پناهی

تفاوت طرحواره‌درمانی و CBT، طرحواره‌هایی که مهاجرت دوباره فعال می‌کند، کمال‌گرایی در مهاجرت میان‌سالی، فشار مهاجرت بر رابطه زوج‌ها، و اینکه چرا آگاهی به‌تنهایی به تغییر نمی‌رسد.

مهمان:
دکتر مژگان شریعت پناهی
روان‌شناس بالینی، دکترای تخصصی روانشناسی، رویکرد یکپارچه‌نگر
مصاحبه‌کننده:
علیرضا فصیح
اموترال
محل فعالیت مهمان:
پرتغال
تاریخ انتشار:
مدت گفتگو:
۴۱ دقیقه

گفتگوی علیرضا فصیح با دکتر مژگان شریعت پناهی. متن کامل گفتگو پایین همین صفحه آمده است.

علیرضا فصیح:

با سلام، خدمت خانم دکتر مژگان شریعت‌پناهی هستیم؛ روان‌شناس بالینی با سال‌ها تجربه در حوزه‌های اضطراب، افسردگی، روابط بین‌فردی و همین‌طور مسائل جنسی و هویتی (جنسی و جنسیتی). خیلی خوشحالیم که در خدمتتان هستیم.

دکتر مژگان شریعت پناهی:

سلام خدمت شما و همراهان عزیز. خیلی ممنونم آقای فصیح که دعوتم کردید. امیدوارم که برنامه خوبی برای استفاده همه عزیزان باشد.

نکات اصلی این گفتگو

خلاصه‌ای از آنچه دکتر مژگان شریعت پناهی در این گفتگو گفته است. این خلاصه جای گفتگوی کامل را نمی‌گیرد و توصیه درمانی نیست.

انگار والدین یا ابژه‌های اولیه ما، عینکی را به ما داده‌اند و گفته‌اند: «پسرم یا دخترم، بیا از این به بعد این‌جوری به دنیا نگاه کن.»
درباره طرح‌واره‌ها، دکتر مژگان شریعت پناهی
من دیگر آن آدم نیستم که ۳۰ سال مدرس دانشگاه بودم. من قرار نیست با آن پکیج بیایم، قرار است با الگوی جدیدی زندگی کنم.
درباره مهاجرت در میان‌سالی، دکتر مژگان شریعت پناهی
لزوماً هر نوع یادگیری منجر به اجرا نمی‌شود. تغییر، کار راحتی نیست؛ رویکرد CBT تکلیف می‌خواهد.
درباره فاصله آگاهی تا تغییر، دکتر مژگان شریعت پناهی
۰۱

طرحواره‌درمانی و درمان شناختی‌رفتاری (CBT) چیست و چه تفاوتی دارند؟

علیرضا فصیح:

خانم دکتر، شما مواردی از جمله «طرح‌واره درمانی» و همچنین «درمان شناختی‌رفتاری (CBT)» را در تخصص خود ذکر کرده‌اید. می‌شود لطفاً در مورد این دو مورد توضیح دهید که دقیقاً چیستند و چه تفاوتی با هم دارند؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

ببینید، ما در روان‌شناسی رویکردهای مختلفی داریم؛ مثل خیلی از رشته‌های دیگر. وقتی صحبت از طرح‌واره درمانی (Schema Therapy) می‌کنیم، در واقع فردی به نام آقای دکتر یانگ روی این موضوع کار کرده است. ایشان بر اساس پنج نیاز اساسی دوران کودکی معتقد است که برآورده نشدن یا حتی بیش از حد برآورده شدن این نیازها، می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک‌سری رفتارها، هیجانات و شناخت‌ها شود که انگار ما آن‌ها را در ذهنمان طبقه‌بندی کرده‌ایم.

اصطلاح من این است که انگار والدین یا ابژه‌های اولیه ما، عینکی را به ما داده‌اند و گفته‌اند: «پسرم یا دخترم، بیا از این به بعد این‌جوری به دنیا نگاه کن.» از این به بعد شما آن‌طوری به دنیا نگاه می‌کنید. طرح‌واره درمانی روی این موضوع کار می‌کند که بعضی از این لنزهایی که به شما داده‌اند ناسازگارند و شما بر اساس آن‌ها دچار اشکالاتی در زندگی، روابط بین‌فردی و انتخاب‌هایتان می‌شوید. ما بر اساس این رویکرد، طرح‌واره‌های ناسازگار را پیدا می‌کنیم و پیش می‌رویم.

در درمان شناختی‌رفتاری (CBT) که آرون بک مبدع آن بوده، اساس بر این است که یک فکری می‌آید، هیجانی را تجربه می‌کنیم و رفتاری بروز می‌دهیم. بر این اساس بررسی می‌کنیم که این زنجیره چگونه اتفاق می‌افتد و معتقدیم که با قرار دادن افکار جایگزین، متعاقباً هیجان و رفتار هم تغییر می‌کنند. ما در زندگی خطاهای شناختی زیادی داریم که بر اساس آن‌ها هیجانات و رفتارهایی را تجربه می‌کنیم که قابل تغییرند.

اما اساساً وقتی بررسی می‌کنیم، چه بر اساس طرح‌واره و چه CBT، ما یک‌سری باورهای مرکزی (Core Beliefs) را پیدا می‌کنیم؛ مثل «منِ ناکافی» یا «منِ دوست‌نداشتنی». این باورها در خیلی از مواقع در زندگی و مسیر ما اختلال ایجاد می‌کنند. یکی حرفی می‌زند و مثلاً فردی که خطای شخصی‌سازی دارد، آن را به خودش می‌گیرد، تحلیل می‌کند، هیجانی را تجربه می‌کند و رفتاری بروز می‌دهد.

طرح‌واره‌ها معتقدند که تا حدود ۱۱ یا ۱۲ سالگی مشخص شده‌اند و تکلیفشان معلوم است؛ یعنی آدم‌ها قابل اعتمادند یا غیرقابل اعتماد. شما با آن پیش می‌روید. مثلاً به مراجعانم می‌گویم دوستت می‌گوید آسمان آبی است، اما تو با این لنز خاکستری می‌گویی: «نه بابا، خاکستری است!» تو جور دیگری نگاه می‌کنی و این می‌تواند سال‌ها در روابط عاطفی و زندگی روزمره تأثیر بگذارد.

یکی از ویژگی‌های طرح‌واره این است که می‌خواهد ثابت کند من درست می‌گویم. تو در یک ارتباط اشتباه با فردی می‌افتی که انتخاب طرح‌واره‌ایِ اشتباهی است؛ بعد طرح‌واره می‌گوید: «دیدی درست گفتم؟ مردها یا زن‌ها همه‌شان همین‌طورند!» و تو مدام در این چرخه گیر می‌کنی تا اینکه متوجه شوی اشتباه انتخاب کرده‌ای.

این الگوها کاملاً قابل اصلاح هستند. خوشبختی و خوشحالی ما این است که این‌ها کاملاً قابل اصلاح‌اند؛ هرچند معتقد نیستیم که بعد از مثلاً ۲۰ جلسه تراپی همه‌چیز تمام می‌شود و طرح‌واره‌ها دیگر برنمی‌گردند. بعد از مدتی ممکن است دوباره طرح‌واره‌های ناسازگار فعال شوند، اما فرد دیگر خودش راهکار را بلد است.

۰۲

چرا مهاجرت طرحواره‌های قدیمی را دوباره فعال می‌کند؟

علیرضا فصیح:

خانم دکتر، شما سال‌هاست مهاجرت کرده‌اید و در خارج از ایران زندگی می‌کنید. می‌خواستم بپرسم آیا مواردی مثل ترس، احساس شکست، احساس طرد شدن و بی‌کفایتی که کسانی که مهاجرت می‌کنند بعضاً با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند، ریشه در همین طرح‌واره‌های قدیمی دارد که بعد از مهاجرت فعال شده‌اند؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

بله، ببینید طرح‌واره‌های ما می‌توانند در شرایط خاصی دوباره فعال شوند. مهاجرت خیلی چیزها را می‌تواند برای ما دوباره بالا بیاورد؛ از جمله یکی از طرح‌واره‌های بسیار شایع یعنی طرح‌واره «رهاشدگی». وقتی ما مهاجرت می‌کنیم، دوباره وارد یک سیستم جدید می‌شویم و بعضاً سیستم‌هایی هستند که ما را در خودشان جا نمی‌دهند یا خارجی‌پذیر نیستند، و آنجا دوباره این احساس بالا می‌آید.

خیلی جاها در یک سیستمی کار می‌کنیم و بچه‌ها می‌آیند می‌گویند: «من در ایران خیلی کارم خوب بود، اینجا نمی‌دانم، خیلی خوب نمی‌توانم.» یعنی بلافاصله منتظرند...

و یک چیزی هم وجود دارد: طرح‌واره‌های بسیار شایعی که من در ایرانی‌ها خیلی زیاد می‌بینم، معیارهای سخت‌گیرانه است. به خاطر اینکه ما از بچگی مجبور بودیم در زندگی بجنگیم تا هی از بچه‌های دیگر بهتر شویم (کافی نیست، بهتر شو، این نمره را بهتر کن)، دنبال مقصر نمی‌گردیم، فضا این را ایجاد کرده بود.

بچه‌های ما که از ایران می‌آیند، با معیارهای سخت‌گیرانه‌ای می‌آیند و تازه می‌گویند: «من چرا کافی نیستم؟» با یک سیستم جدیدی آشنا شده‌ای، تازه داری اینترن‌شیپ می‌گذرانی، چه انتظاری از خودت داری؟ بله، طرح‌واره‌ها را مهاجرت می‌تواند فعال کند، احساس ناکافی بودن می‌کنند، احساس طرد شدن می‌کنند. با کار کردن روی آن‌ها آهسته‌آهسته بهتر می‌شوند و برمی‌گردند به آن فضایی که بپذیرند باید در این جامعه ادغام شوند و این زمان می‌برد.

۰۳

مهاجرت در میان‌سالی: تلاش برای موفقیت کی آسیب‌زا می‌شود؟

علیرضا فصیح:

بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ما وقتی مهاجرت می‌کنند، در سنین میان‌سالی بسیار کمال‌گرا هستند. در ایران کار خوبی داشته‌اند، جایگاه اجتماعی خوبی داشته‌اند و وقتی مهاجرت می‌کنند می‌خواهند همان روند را ادامه دهند. این تلاش برای موفقیت چه زمانی تبدیل به یک الگوی آسیب‌زا می‌شود؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

ببینید، سؤال خیلی خوبی است. اولاً توصیه می‌کنم کسانی که در میان‌سالی می‌خواهند مهاجرت کنند، بپذیرند که ریشه‌هایی در آنجا شکل گرفته و دستاوردهایی داشته‌اند. حتماً قبل از تصمیم به مهاجرت، با هر حرفی مهاجرت نکنند و با تراپیستی که در حوزه مهاجرت کار کرده یا خودش مهاجرت کرده صحبتی داشته باشند. این باعث می‌شود ما واقعی‌تر به قضیه نگاه کنیم. بعضی از عزیزان وقتی مشاوره می‌دهند، یک آرمان‌نگری به مهاجر القا می‌کنند که واقعیت ندارد.

ما ریشه‌هایی در میان‌سالی داریم که تغییرات اساسی خواهند داشت. خود من هم در سن میان‌سالی مهاجرت کردم. من آنجا با خودم سنگ‌هایم را وا کردم؛ من دیگر آن آدم نیستم که ۳۰ سال مدرس دانشگاه بودم. من قرار نیست با آن پکیج بیایم، قرار است با الگوی جدیدی زندگی کنم.

ما در روان‌شناسی اجازه داریم تا جایی که به نفع مراجعم است خودافشایی کنیم. من وقتی مهاجرت کردم، از فکر اینکه بالاخره مراجع‌های ایرانم هستند تا راه بیفتم ممکن است ریزشی داشته باشم، اولین کاری که کردم گواهی‌نامه رانندگی‌ام را در کیفم گذاشتم و رفتم راننده اوبر شدم! هیچ‌وقت هم استفاده‌اش نکردم، اما همان باعث شد که من قوی‌تر باشم و احساس کنم که در این جامعه یک راهی برای خودم پیدا کرده‌ام.

ما مجبوریم در جامعه‌ای که وارد می‌شویم زبانشان را یاد بگیریم تا بتوانیم وارد آن فضا شویم. نمی‌توانیم گارد داشته باشیم. اگر با آن نگاه آرمانی بیاییم، دائماً در حال مقایسه و دویدن با معیارهای سخت‌گیرانه هستیم و در نهایت احساس سرخوردگی عمیقی پیدا می‌کنیم.

۰۴

وقتی یکی از زوجین در مهاجرت جا می‌ماند، چه اتفاقی برای رابطه می‌افتد؟

علیرضا فصیح:

بحث مهاجرت شد. ما بسیاری از زوج‌ها را داریم که با هم مهاجرت می‌کنند. معمولاً این‌طور است که یکی شروع به کار یا تحصیل می‌کند و نفر دوم به عنوان همراه می‌آید. در این شرایط، یکی سریع‌تر با محیط سازگار می‌شود، وارد بازار کار می‌شود و شبکه‌های اجتماعی پیدا می‌کند، اما فرد دیگر به دلایل مختلف جا می‌ماند. این تفاوت چه تأثیری روی رابطه می‌گذارد و چه‌کار می‌شود کرد؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

مهاجرت یکی از چالش‌هایی است که روابط زوجین را دچار اشکال می‌کند. در واقع یک دوران بحران در روابط زوجین بعد از مهاجرت است که ما چگونه آن چالش‌ها را به تعارض تبدیل نکنیم. مهاجرت هم‌زمان گزینه خوبی است، اما وقتی علائم چالش را می‌بینیم باید شروع به کمک گرفتن کنیم.

آدم‌ها متفاوت‌اند. دو خواهر و برادر در واکنش به مهاجرت دو رفتار متفاوت نشان می‌دهند؛ ما چه‌طور انتظار داریم دو زن و شوهری که از فرهنگ‌ها و تربیت‌های مختلف آمده‌اند، یک واکنش نشان دهند؟ بعضی‌ها به جای اینکه راه‌کارهای عملی بگذارند، غصه می‌خورند و احساس گناه می‌کنند.

نقش خانواده‌ها هم مهم است. بعضی خانواده‌ها وقتی از ایران خبر می‌گیرند، به جای اینکه کمک کنند، تعارضات را بیشتر می‌کنند. ما باید بپذیریم تصمیم به مهاجرت گرفته‌ایم و مسائل داخلی‌مان نباید به خانواده‌ها انتقال داده شود. هر فردی باید روی خودش کار کند و توقعات را منطقی کند.

۰۵

چرا آگاهی از مشکل به‌تنهایی به تغییر رفتار نمی‌رسد؟

علیرضا فصیح:

بعضی از افراد خودشان یک آگاهی کلی نسبت به مشکلاتشان دارند و مطالعه هم می‌کنند، اما هنوز نتوانسته‌اند رفتارشان را تغییر دهند. می‌خواهم بدانم چرا آگاهی داشتن به‌تنهایی برای رسیدن به آرامش کافی نیست؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

سؤال خیلی خوبی است. فضای مجازی دانشی به ما داده و اکثر مراجعان من خیلی چیزها را می‌دانند. اما تغییر رفتار کار راحتی نیست. من نمی‌دانم چطور روی یک الگوی رفتاری که سال‌های سال با آن پیش رفته‌اند، می‌شود ناگهانی تغییر ایجاد کرد. تراپیست در واقع چراغی در راه می‌گذارد و کمک می‌کند.

لزوماً هر نوع یادگیری منجر به اجرا نمی‌شود. تغییر، کار راحتی نیست؛ رویکرد CBT تکلیف می‌خواهد. باید افکارت را بنویسی، مزایا و معایب را مشخص کنی و افکار جایگزین بگذاری. وقتی مراجعی می‌بینم که گذشته‌ای پر از تروما دارد، قطعاً طرح‌واره‌هایش فعال است و لازم است روی آن‌ها کار کنم و بازوالدینی (Reparenting) انجام دهم.

۰۶

توصیه پایانی برای سلامت روان در شرایط دشوار

علیرضا فصیح:

بسیار ممنونم خانم دکتر. برای سؤال آخر، اگر بخواهید با توجه به شرایط فعلی ایران و مشکلات موجود، یک توصیه کلی برای سلامت روان به مخاطبان داشته باشید، آن توصیه چیست؟

دکتر مژگان شریعت پناهی:

شرایط ایران کاملاً قابل درک است و در ناامیدی هم همیشه باید روزنه‌ای پیدا کرد. اگر یک توصیه بخواهم بکنم، می‌گویم ورزش کنید. تحرک و پیاده‌روی هیچ قیمتی ندارد اما به شدت به ترشح اندورفین کمک می‌کند. در کنار آن کارهای کم‌خرج انجام دهید؛ بازی‌های کوتاه، رسیدگی به یک گل.

در این شرایط بحرانی، نسبت به مصرف دارو گارد نداشته باشید؛ گاهی دارو واقعاً کمک‌کننده است. به روان‌پزشک اعتماد کنید. ارتباطات اجتماعی کوچک خود را حفظ کنید و مهم‌تر از همه، بهداشت خواب را جدی بگیرید؛ ریتم خواب اگر به هم بریزد، ترشح ملاتونین و کورتیزول دچار اختلال شده و همه‌چیز به هم می‌ریزد.

اگر این رویکرد به شما نزدیک است

اگر بعد از دیدن این گفتگو فکر می‌کنید رویکرد دکتر مژگان شریعت پناهی با چیزی که از درمان انتظار دارید نزدیک است، می‌توانید پروفایل ایشان، حوزه‌های کاری و زمان‌های آزادشان را ببینید. اگر هم مطمئن نیستید، فهرست درمانگران فارسی‌زبان اموترال جای شروع بهتری است.