این رویکرد معمولاً به چه کسانی کمک میکند؟
- الگوهای تکراری در رابطهها
- افسردگی و احساس پوچی
- اضطراب با ریشهی نامشخص
- دشواری در ابراز احساسات و خشم
- مشکلات شخصیتی و بیثباتی هیجانی
- علائم جسمی مرتبط با استرس
رواندرمانی روانپویشی چیست؟
ریشهی رواندرمانی روانپویشی به روانکاوی زیگموند فروید در اوایل قرن بیستم برمیگردد، اما این رویکرد در صد سال گذشته بسیار تغییر کرده است. امروز درمان روانپویشی معمولاً رو در رو یا از طریق ویدیو انجام میشود، نه روی کاناپه، و درمانگر فعالتر و گفتوگومحورتر از تصویر کلیشهای روانکاو قدیمی است.
فرض اصلی این رویکرد این است که بخشی از احساسات، خواستهها و ترسهای ما خارج از آگاهی روزمرهمان عمل میکنند. این بخشها اغلب در تجربههای اولیهی زندگی و رابطه با مراقبان شکل گرفتهاند و امروز به صورت الگوهای تکراری خودشان را نشان میدهند: انتخاب دوبارهی شریکهایی که آزارمان میدهند، اضطرابی که دلیلش را نمیدانیم، یا خشمی که نمیتوانیم ابراز کنیم.
خانوادهی رویکردهای روانپویشی
«روانپویشی» یک نام کلی برای چند رویکرد مرتبط است که پایهی مشترک دارند اما روشهایشان فرق میکند:
رواندرمانی روانپویشی کلاسیک: گفتوگوی باز، توجه به احساسات، خاطرات، رویاها و رابطهی درمانی، با هدف فهم عمیقتر خود. روانکاوی معاصر: نسخهی امروزی روانکاوی که به رابطه، همدلی و تجربهی دوطرفهی درمانگر و مراجع اهمیت زیادی میدهد و معمولاً بلندمدت است. ISTDP یا رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت: رویکردی که دوانلو در کانادا توسعه داد و به طور فعال روی احساسات اجتنابشده، اضطراب و دفاعها در لحظهی جلسه کار میکند. MBT یا درمان مبتنی بر ذهنیسازی: رویکردی که بیتمن و فوناگی برای اختلال شخصیت مرزی ساختند و هدفش تقویت توانایی فهم حالتهای ذهنی خود و دیگران است. TFP یا رواندرمانی متمرکز بر انتقال: رویکردی ساختارمند که کرنبرگ و همکارانش برای اختلالات شخصیت توسعه دادند و الگوهای رابطهای را در رابطه با درمانگر بررسی میکند.
یک جلسه چه شکلی است؟
در بیشتر شکلهای روانپویشی، شما آزادانه دربارهی آنچه در ذهن دارید صحبت میکنید و درمانگر به الگوها، تناقضها و احساساتی توجه میکند که شاید خودتان متوجهشان نباشید. رابطه با درمانگر هم بخشی از کار است: اگر مثلاً در جلسه حس کنید درمانگر شما را قضاوت میکند، همین احساس میتواند دری به فهم رابطههایتان در بیرون باشد.
فرض کنید علی، که سالهاست در کانادا زندگی میکند، میگوید بیدلیل در رابطههایش سرد میشود و بعد پشیمان است. در یک جلسهی روانپویشی ممکن است کمکم روشن شود که هر وقت به کسی نزدیک میشود، ترسی قدیمی از طرد شدن فعال میشود که ریشه در کودکیاش دارد. در ISTDP درمانگر فعالتر عمل میکند و مثلاً میپرسد: «همین الان که از پدرتان حرف میزنید، در بدنتان چه احساسی دارید؟»
برای چه کسانی مفید است و شواهد چه میگویند؟
برخلاف تصور رایج، رواندرمانی روانپویشی پشتوانهی پژوهشی دارد. مطالعات نشان میدهند شکلهای کوتاهمدت آن برای افسردگی، برخی اختلالات اضطرابی و علائم جسمی بدون علت پزشکی روشن میتواند مؤثر باشد و در برخی مقایسهها نتایجش به درمانهای شناختی رفتاری نزدیک است. برخی پژوهشها هم نشان دادهاند که بهبود ممکن است پس از پایان درمان ادامه پیدا کند.
MBT و TFP برای اختلال شخصیت مرزی شواهد خوبی دارند. با این حال، حجم پژوهشها برای همهی شکلهای روانپویشی یکسان نیست و برای برخی مشکلات مشخص، مانند وسواس یا فوبیای ساده، معمولاً رویکردهای رفتاری انتخاب اول هستند.
معمولاً چقدر طول میکشد؟
مدت درمان بسته به نوع رویکرد بسیار متفاوت است. درمانهای روانپویشی کوتاهمدت و ISTDP ممکن است بین ۱۲ تا ۳۰ جلسه باشند. MBT و TFP معمولاً حدود یک سال یا بیشتر ادامه دارند و روانکاوی معاصر میتواند چند سال طول بکشد. در جلسهی اول دربارهی هدفها و چارچوب زمانی با درمانگر صحبت کنید.
درمان روانپویشی آنلاین و به زبان فارسی
در این رویکرد زبان اهمیت ویژهای دارد. خاطرات کودکی، حرفهای پدر و مادر و احساسهای قدیمی معمولاً به زبان مادری ذخیره شدهاند و وقتی به فارسی بیان میشوند، زندهتر و دقیقتر بالا میآیند. درمانگری که با فرهنگ ایرانی آشناست، مفاهیمی مثل «آبرو»، «تعارف» یا نقش خانوادهی گسترده را بدون توضیح طولانی میفهمد.
برای مهاجران، جدایی از خانه میتواند زخمهای قدیمی جدایی و دلبستگی را دوباره فعال کند. جلسات آنلاین پیوستگی درمان را حتی با جابهجایی کشور حفظ میکنند. توصیهی عملی: چون این رویکرد به حضور در جلسه و رابطه تکیه دارد، جلسات را در ساعت ثابت و جای خصوصی برگزار کنید.
محدودیتها و رویکردهای مرتبط
اگر به دنبال ابزارهای سریع و مشخص برای یک مشکل محدود هستید، یا در بحران حاد به سر میبرید، رویکرد روانپویشی شاید انتخاب اول نباشد. برخی شکلها مثل ISTDP از نظر عاطفی شدید هستند و برای همه در هر زمانی مناسب نیستند. همچنین فهمیدن ریشهها به تنهایی همیشه به تغییر رفتار نمیانجامد و گاهی ترکیب با کار عملی لازم است.
اگر هم به ریشههای کودکی علاقه دارید و هم ساختار و تمرین میخواهید، طرحوارهدرمانی (Schema Therapy) که عناصر روانپویشی و شناختی را ترکیب میکند، گزینهی نزدیکی است.






