این رویکرد معمولاً به چه کسانی کمک میکند؟
- هیجانهای شدید و نوسان خلق
- اختلال شخصیت مرزی
- آسیب زدن به خود
- خشم انفجاری و رفتارهای تکانشی
- رابطههای پرتنش و ترس از رها شدن
- پرخوری هیجانی
DBT چیست و از کجا آمده؟
DBT را روانشناس آمریکایی مارشا لینهان در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی ساخت. او با افرادی کار میکرد که بارها به فکر خودکشی میافتادند یا به خودشان آسیب میزدند و میدید درمان شناختی رفتاری معمولی، که بیشتر روی تغییر تمرکز داشت، به آنها احساس سرزنش و درک نشدن میداد. پاسخ او اضافه کردن «پذیرش» در کنار تغییر بود.
واژه «دیالکتیکی» به همین کنار هم گذاشتن دو چیز به ظاهر متضاد اشاره دارد: «من همین الان که هستم قابل پذیرشم» و «من میخواهم و میتوانم تغییر کنم». هر دو جمله همزمان درستاند. DBT در اصل برای اختلال شخصیت مرزی طراحی شد، اما امروز برای مشکلات بیشتری به کار میرود که هستهشان دشواری در تنظیم هیجان است.
چهار مهارت اصلی DBT
بخش مهمی از DBT آموزش مهارت است، تقریباً مثل یک کلاس عملی. این مهارتها در چهار گروه قرار میگیرند:
ذهنآگاهی: توجه به لحظه حال بدون قضاوت، تا بتوانید هیجان را ببینید پیش از اینکه شما را با خودش ببرد. تحمل پریشانی: راههایی برای گذر از لحظههای بحرانی بدون اینکه کاری کنید که اوضاع را بدتر کند، مثل استفاده از آب سرد، تنفس آهسته یا منحرف کردن حواس. تنظیم هیجان: شناختن و نامگذاری هیجانها، کم کردن آسیبپذیری (مثلاً با خواب و تغذیه منظم) و تغییر هیجانهایی که با واقعیت جور نیستند. کارآمدی بینفردی: گفتن «نه»، درخواست کردن آنچه نیاز دارید و حفظ احترام به خود در رابطه، بدون اینکه رابطه را خراب کنید.
جلسات DBT چه شکلی است؟
DBT کامل یا «استاندارد» معمولاً چند بخش دارد: جلسه فردی هفتگی، کلاس گروهی آموزش مهارت، امکان تماس کوتاه با درمانگر در لحظههای سخت برای کمک به استفاده از مهارتها، و جلسات مشاوره میان درمانگرها. بسیاری از درمانگرها هم DBT را به شکل تطبیقیافته در جلسات فردی اجرا میکنند و مهارتها را در همان جلسه آموزش میدهند.
در جلسه فردی، معمولاً با «کارت روزانه» شروع میکنید که در آن هیجانها، وسوسهها و مهارتهایی که در طول هفته به کار بردهاید ثبت شده. مثلاً اگر بعد از یک دعوای تلفنی با خانواده دچار خشم شدید شدهاید، درمانگر با شما زنجیره اتفاقها را قدمبهقدم بررسی میکند: چه شد، چه فکری آمد، بدن چه حسی داشت، چه کردید و کجا میشد مهارتی را به کار برد. این «تحلیل زنجیرهای» نه برای سرزنش، بلکه برای پیدا کردن نقطههای تغییر است.
برای چه کسانی مفید است و شواهد چه میگویند؟
DBT یکی از پژوهششدهترین درمانها برای اختلال شخصیت مرزی است و شواهد خوبی برای کاهش رفتارهای آسیب به خود و رفتارهای پرخطر دارد. علاوه بر این، از DBT و مهارتهایش برای خشم انفجاری، پرخوری هیجانی، رفتارهای تکانشی و نوجوانانی که با هیجانهای شدید درگیرند هم استفاده میشود، هرچند شواهد در این حوزهها متنوعتر است.
اگر احساس میکنید هیجانهایتان مثل موج ناگهانی بالا میآیند، رابطههایتان پر از کشمکش است یا برای آرام شدن کارهایی میکنید که بعداً پشیمانتان میکند، DBT ممکن است برایتان مفید باشد. لازم نیست تشخیص خاصی داشته باشید تا از یادگیری این مهارتها سود ببرید.
درمان چقدر طول میکشد؟
برنامه استاندارد DBT معمولاً حدود شش ماه تا یک سال طول میکشد، چون یادگیری و تمرین چهار گروه مهارت زمان میبرد و تغییر الگوهای هیجانی قدیمی کار یکشبه نیست. نسخههای کوتاهتر و متمرکز بر مهارت، مثلاً چند ماه کار روی تنظیم هیجان و تحمل پریشانی، هم رایجاند. طول درمان را شما و درمانگر بر اساس اهداف و پیشرفتتان تعیین میکنید.
DBT آنلاین و به زبان فارسی
آموزش مهارتها، کارت روزانه و تحلیل زنجیرهای بهخوبی در جلسه ویدیویی انجام میشوند و DBT آنلاین در سالهای اخیر بهطور گسترده به کار رفته است. یک مزیت این است که مهارتها را درست در محیطی تمرین میکنید که بیشتر هیجانها در آن شکل میگیرند: خانه، رابطهها و زندگی روزمره.
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، ابراز هیجان یا «زیادی حساس بودن» گاهی با برچسب و سرزنش همراه بوده است. درمانگری که با این فرهنگ آشناست، میفهمد چرا گفتن «نه» به پدر و مادر سخت است یا چرا تنهایی مهاجرت هیجانها را شدیدتر میکند. نامگذاری هیجانها به زبان مادری هم، به همان شکلی که در دلتان حسشان میکنید، کار را سادهتر میکند.
ایمنی، محدودیتها و گزینههای دیگر
یک نکته مهم: جلسه درمان آنلاین خدمات اورژانسی نیست. اگر در خطر آسیب زدن به خودتان هستید یا نمیتوانید امنیتتان را حفظ کنید، همین الان با خدمات اورژانس محل زندگیتان یا نزدیکترین بیمارستان تماس بگیرید. درمانگر در جلسههای اول با شما یک برنامه ایمنی هم تهیه میکند.
DBT کامل با کلاس گروهی و تماس بین جلسات همیشه در دسترس نیست و در بعضی شرایط، مثل خطر بالا و مداوم، ممکن است مراقبت حضوری یا تیمی لازم باشد. اگر مشکل اصلی شما الگوهای عمیق و قدیمی در رابطههاست، طرحوارهدرمانی گزینه مناسبی است. درمان مبتنی بر ذهنیسازی (MBT) هم یکی دیگر از درمانهای پژوهششده برای مشکلات شخصیت مرزی است، و برای اضطراب یا افسردگی بدون نوسان شدید هیجانی، درمان شناختی رفتاری (CBT) اغلب کافی است.






