نگرانیای که تمام نمیشد
سارا بعد از مهاجرت به تورنتو هر شب ساعتها به اتفاقهای بدی فکر میکرد که ممکن بود برای خانوادهاش در ایران بیفتد. در CBT یاد گرفت نگرانیهایش را بنویسد و میان آنچه در دستش هست و آنچه نیست فرق بگذارد. یک زمان مشخص برای نگرانی تعیین کرد و کمکم شبهایش آرامتر شد. این یک مثال خیالی برای توضیح روش است.






